شهریار سخن معاصر ایران

 

زندگانیم و زمین زندان ماست

زندگانی درد بی درمان ماست

راندگانیم از بهشت جاودان

وین زمین زندان جاویدان ماست

گندم آدم چه با ما کرده است

کآسیای چرخ سرگردان ماست

جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر

باز لفظ زندگان عنوان ما ست

جمع آب و آتشیم و خاک و باد

این بنای خانه ی ویران ماست

نور را مانی ، که اندر لانه ها

روز باران هر نم طوفان ماست

احتیاج این کاسه دریوزگی

کوزه آب و تغار و نان ما ست

آبروی ما به صد در ریخته است

لقمه نانی که در انبان ماست

جز به اشک توبه نتوان پاک کرد

لکه ننگی که بر دامان ماست

میزبان را نیز با خود می برد

مهلت عمری که خودمهمان ماست

 

شعر از استاد غزل معاصر ایران مرحوم محمد حسین بهجت تبریزی (استاد شهریار ) است که در انتهای یک قسمت از سریال ارزشمند "شهریار" ساخته آقای کمال تبریزی توسط بازیگر نقش جوانی و میانسالی  ایشان دکلمه شده است به روح شهریار بزرگ و مراد و مرشدش لسان الغیب خواجه حافظ شیرازی درود و صلوات می فرستیم.

/ 0 نظر / 8 بازدید